شب لیله الرغایب

امشب شب لیله الرغایب هست، شب برآورده شدن حاجات و آرزوها. از همه شما میخوام در این شب زیبا برای من هم دعا کنید تا تمامی نگرانی ها و دغدغه هام به خیر و خوشی تموم بشه  و روزهای آروم و شاد برسه. الان سه تا دغدغه یا نه بهتره بگم سه تا آرزوی بزرگ دارم که امشب از خدا خواستم برآورده بشه. امشب همه شما رو به یاد دارم و از خدا میخوام به آرزوهای قلبی که موجب خوشبختی و رضایت خاطر و مهمتر از همه به صلاحتونه برسید.

امروز اولین سالگرد تاسیس وبلاگم هم بود که مصادف شدنش رو با اولین روز ماه مبارک رجب به فال نیک میگیرم. تصمیم گرفته بودم امروز مطلبی راجب این موضوع بنویسم که هر کار کردم نشد، انقدر که مشغله پیش اومد و از صبح به جز چند ساعت خونه نبودم...الان هم خیلی خسته ام. اگر بشه در اسرع وقت میام و از انگیزه های ایجاد این وبلاگ می نویسم.

این مدت که برای خرید خونه درگیر بودم خیلی بهم فشار اومد. خیلی زیاد... تهیه کردن مبلغش کار طاقت فرسایی بود، به این خاطر که هیچ پشتوانه ای جز خودم نداشتم و منم که تجربه اولم بود... بعد کلی دست و پا زدن همچنان 8 میلیون کم داشتم که دیگه نمیدونستم چطور باید تهیش کنم. در این میون دو تا از دوستان وبلاگی اومدند و بی هیچ چشمداشتی و علیرغم امتناع مکرر خودم، پیشنهاد دادند به قول خودشون به خاطر ثوایش مبالغی پول در اختیارم بگذارند و هر چقدر که گفتم نمیتونم بپذیرم، اونها بیشتر اصرار کردند که جا داره در اینجا ازشون مجددا سپاسگزاری کنم و از خدای مهربون در همین شب عزیز بخوام به هر چه که آرزو دارند، برسند.... با کمک اونها و کمکهای غیبی دیگه (بدون اغراق میگم) بالاخره مبلغ مورد نظرم جور شد، اما درست زمانیکه قرار بود بریم پای معامله، فروشنده مبلغو ده میلیون بالا برد و اینطور شد که بعد اونهمه قرض و قوله باز 10 میلیون کم آوردم و دوباره روز از نو روزی از نو! نمیدونید روز قبل اینکه بریم برای عقد قرارداد چه احساس خوبی داشتم و بعد به هم خوردن معامله، فوق العاده غمگین شدم. فکر نمیکردم اونطور بشه. من همون مبلغ قبلی رو هم با هزار بدبختی و قرض و فروش طلاها در شرایطی که اونها رو گرون خریده بودم و ارزون فروختم جور کردم و حالا دیگه هیچ امیدی به تهیه مبلغ به جز کمک خدا ندارم... امروز رفتم یکی از این بانکها درخواست وام فوری کنم که اونهم به فرض اینکه حائز تمامی شرایطش باشم و ضامن معتبر ببرم و هزار تا مدرک دیگه، کمتر از یک ماه دیگه بهم نمیدند و نرخش هم 15 درصده.... خلاصه که به فرض جور شدن مبلغ انقدر تو قرض میفتم که فردا 4 تا سرباز با جکم جلب میاند و منو دست بسته میبرند کلانتری...

من نمیتونم از اون خونه ای که از اول بهش چشم داشتم یا خونه های مشابه اون که احتمالا همه الان تو همون رنج قیمت بالا هستند بگذرم... از بچگی باید هر طور بود به چیزی که میخواستم میرسیدم و برای رسیدن بهش خودمو به آب و آتیش میزدم و الان هم کم و بیش همون خصوصیتو دارم. دعا کنید فرجی بشه این ده تومنو جور کنم! همون پول قبلی رو هم باورم نمیشد تهیه کنم (10 تومن کم داشتم جور شد!!!) اما به لطف خدا و محبت دوستانم تهیش کردم، از کجا معلوم این ده تومن دومو نتونم جور کنم! به نظرتون بلندپروازیه؟ شایدم ریسکه. توکل به خدا... دعا کنید بچه ها.

چیزی که ناراحتم مکنه اینه که برای جفت و جور کردن این پول رو انداختم به یکی از اقوام و بهش قول دادم به محض جور شدن وامم بهش برگردونم. تازه فقط 5 تومن ازش خواستم و  این درحالیه که این آقا چندین خونه و حساب داره و به تازگی خونه دیگه ای خریده با قیمت 2 میلیارد تومن... اما گفت ندارم، چک دارم واسه فلان تاریخ! یعنی میشه نداشته باشه؟ چه میدونم! شایدم واقعا نداره! خدایا خودت طی هفته دیگه کمکم کن و دلمو شاد کن، میدونم همیشه پشتم بودی، اینبارم خودت دستمو بگیر.

خب من دیگه برم. روز خسته کننده ای داشتم. بیشتر از جسمم فکرم آشفته است. کاش میشد اون مطلب راجب سالگرد وبمو همین امروز میذاشتم.... البته بیشتر مربوط میشد به انگیزه های تشکیل این وب (خاطرات جراحی فک) و اینکه یکسال بعد این جراحی اوضاع چه تغییری کرده. اگه بشه و وقتم و دل نگرانیهام اجازه بدند، طی دو سه روز آینده حتما میذارمش.

امشب به یاد همتون هستم، به یادم باشید.

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنیان حامی

سلام و عرض ادب و احترام ؛ باعث افتخار است که کتاب شعرم مهمان نگاه شما باشد : هم اکنون در نمایشگاه کتاب تهران : راهرو 24 غرفه 31 انتشارات گفتمان اندیشه معاصر . (بی تویی های حسرت دار) مرضیه همایونی"پرنیان حامی"

مسعود

همیشه با همین حرفها خودمون رو دلداری میدیم اما این چه صلاحیه که همیشه باید اینقدر غصه و درد و فقدان رو تحمل کنی ؟؟!![ناراحت]

arezoo

:(

خانوم جان

ایشا ا.. هرچی خیر همون برات اتفاق بیفته منم به یاد همه دوستان مجازی بودم و براشون دعا کردم . نگران نباش میگن خدا پول سه تا چیز و برات زود میرسونه : 1- ازدواج 2- خرید خونه 3- سفر کربلا من تو یه موردش تجربه داشتم ان شا ا.. برای تو هم زود برسونه و از این اشفتگی نجات پیدا کنی نشد هم خیلی نگران نباش حتما حکمتی در کار بوده 7 سر عائله نداری و زیر چادر زندگی نمیکنی که حالا خودتو به آب و اتیش بزنی و اینقدر تو استرس قرار بدی خودتو

without name

با خانم جان موافقم.چرا خانم اینقد عجله میکنی؟! من که میگم هنوز زوده واسه زیر بار قرض رفتن.چرا از خرید یه قطعه زمین شروع نمیکنی؟ یه زمین با موقعیت تجاری خوب بخر.اگه ده متر هم باشه خیلی از فروشش سود میکنی.دختر دایی من با دو تا از برادرش شریک میشد و زمین کم مساحت تجاری میخریدن و میفروختن.بعد یکسال تونست بهترین خونه ویلایی رو صاحب بشه. شب آرزوها به یادت بودم[گل]

ماهک

سلام مرضیه خانم. منو یادتونه؟ تقریبا یکسال پیش همزمان با عمل فکتون براتون پیام گذاشتم. بصورت خاموش همیشه پیگیر مطالب شما بودم. سالروز تاسیس وبلاگتون مبارک. آرزو میکنم مشکل پول خونه زودتر حل بشه. [گل]

saeed

[گل][لبخند]

الی

سلام مرضیه جان من از خوانندگان وبلاگ سمن هستم، ازون جایی که سمن جان همیشه به شما ارادته خاصی دارند کنجکاو شدم بیام وبلاگتونو ببینم. وبلاگ جالبی دارید، تقریبا بیشتر مطالبتونو خوندم ازون جایی که نکات مشترک داریم ( هردو فک عمل کردیم، فکر کنم همسن هم باشیم) مطالبتون خیلی برام جالبه! خوشحالم که در سالگرد تاسیس وبلاگتون به شما پیوستم[گل][گل][گل]

حمزه خلیلی

گر ایزد ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

نجمه

امیدوارم مشکلاتت همه از بین بره و پول خونت و هر چی دیگه می خوای وبه صلاحته واست جور بشه. عجله نکن خیر و صلاحی شاید توش باشه. نگران نباش به نفعت باشه انجام می شه.