به کدامین جرم؟!

 اگر امت همیشه در صحنه بگذارند و هی چپ و راست نگویند "چه وضعشه مرضی، چند کیلو لاغر کن!" ما کاری به هیکل مبارکمان نداریم. اگر همین امت چشمشان را درویش کنند و نقطه نقطه صورتمان را به دنبال دیدن یا درآوردن نقصی هر چند کوچک بالا و پایین نکنند، کاری به بینی مبارک هم نخواهیم داشت. خلاصه که هر چه میکشیم از دست این ملت خوش قد و بالا! میکشیم که ایکاش به جای نگاه کردن به چشم و چال اطرافیانشان یکبار آینه دستشان بگیرند و خود بی قواره و بی ریخت و قیافه شان با آن هیکل های تراشیده!!! را ببینند و بیخیال مای بینوا شوند که هر چه داشتیم پای آن عمل کذایی فک دادیم و دیگر آه در بساط نداریم. البته موقع جراحی فکمان خودمان را هر طور بود قانع کردیم که جنبه درمانی هم دارد و قرار است مثلاً بهتر نفس بکشیم، حالا اگر یه ذره هم خشکلتر بشویم به چه کسی بر میخورد؟خدا که بدش نمیاید، بنده خدا چرا بدش بیاید؟ چه میدانستیم ماجرا به همانجا ختم نمیشود و بعد جراحی فکمان، هر روز در کنار شنیدن وصف زیبایتر و جذابترشدنمان باید شاهد جملاتی چون "دماغتو عمل کنی دیگه هیچ عیبی نداری، چند کیلو وزنتو کم کنی، دیگه داف داف میشی!" هم باشیم؟ خلاصه که نمیگذارند آب خوش از گلویمان پایین برود.

دماغمان یکطرف این مشکل وزن ما هم خودش داستانی شده. باور کنید ما پر کاهی بیش نبودیم که در هوا پیچ و تاب میخوردیم و از این سو به آن سو می چرخیدیم. بیرحمی روزگار نگذاشت سبکبال بمانیم و هر روز یک من چربی اضافه به جای جای بدن مبارکمان چسباند تا شدیم اینی که الان هستیم. البته مدیونید فکر کنید ما خیلی چاق و بدقواره هستیم!  7،8 کیلو اضافه وزن که این حرفها را ندارد اما همین چند کیلوی آب نشدنی باعث شده اعتماد به نفس ما درمورد انداممان به زیر صفر تنزل یابد به خصوص وقتی میرویم سر وقت کمد لباسهایمان و هی خاک تو سرت است که بار خودمان میکنیم وقتی میبینیم لباسهای 4 سال پیش که هر بار میخواستیم بپوشیم میگفتیم "حیف است باشد برای مهمونی"، حالا دیگر نه از سرمان پایین میرود و نه از پایمان بالا! آخر به جرم کدامین غذای نخورده باید این خفت را به جان بخریم که دوست عزیزمان با اشاره به شکم برجسته مان بگوید:"...................." ولش کنید نمیگویم، مثبت 18 است و خواننده های ما هم که از اقشار مختلف اجتماع، پیر و جوان و کودک و بزرگسال. خلاصه که این وسط گیر افتاده ایم.

و تنها دلخوشیمان در این میان آن است که همکار لاغرانداممان نجمه و آن یکی همکار جان بر کفمان فاطمه گهگاهی به ما یادآوری میکنند که "درست است چندان بلندقامت نیستید و شاید کمی هم توپر باشید اما sensual attraction دارید" و یا مثلا شاگردمان که در جواب تعارف ما که "نه شیرینی نمیخورم، نباید چاقتر بشم" میپرسد "مگه تو چاقی؟" و نمیداند با همین یک جمله چه رضایتی را در دل این دختر پدید می آورد تا جاییکه میخواهد پر در بیاورد و همانموقع برود مغازه حرفش را قاب بگیرد و بکوبد در و دیوار منزل و محل کارشان تا هیچ مهمان یا همکاری جرات نکند روزی چند بار به او یادآوردی کند "چه خبرته مرضیه، لاغر کن یه کم". اصلا دوست دارد کاغذی با همان مضمون  بچسباند پشتش و با اعتماد به نفس در خیابان و مقابل چشمان عیبجوی ملت بی عیب راه برود و بگوید هر کس که می گوید ما چاقیم خودش چاق است و آبا و اجدادش!

انگلیسی ها مثلی دارند که میگوید "اگر دیدید مردی دارد کچل میشود مدام این موضوع را به او یادآوری نکنید، چون حتماً خودش میداند"، یعنی در واقع  خودش به این موضوع  انقدر حساسیت دارد که هر روز جلوی آینه بنشیند و با نگاه به کله رو به تاس شدنش آهی سوزناک از سینه برآورد و دست بر سر بکوبد و کنج عزلت گزیند. حالا شده ماجرای ما، باور کنید اگر هر روز اضافه وزن ما را یادآوری نکنید ما خودمان یادمان میماند. مطمئن باشید هر بار که روبروی آینه میایستیم و لباسهای تنگ و باریک 3 سال پیشمان را با افسوس نظاره میکنیم و عکسهای همان موقع را زیر و رو میکنیم، دست بر سر میکوبیم و شکایت به درگاه خود و خدا میبریم که آخر مگر چه کردیم و چه خوردیم که اینطور ما را عقوبت میکنید؟

به جان شما نباشد، به جان خودمان، طی اقمار گذشته چندین هزار بار تصمیم گرفته ایم رژیم بگیریم و حتی توانسته ایم برای یک روز هم عملیش کنیم، اما آخرش هر بار دست از پا درازتر، و پا از دست چاقتر، با اولین شیرینی تری که به ما تعارف شده، به آن یک روز وحشتناک پایان داده ایم و برگشته ایم سر خانه اولمان. هم اکنون نزدیک به دو سال است که منتظر شنبه ای هستیم که گفته ایم میخواهیمرژیممان را از آن روز شروع کنیم و اصلا نمیدانیم این شنبه کجا بی خبر غیبش زده که از راه نمیرسد!

جرات دارید با توصیفی که از خودمان کردیم ما را شبیه "شرک" تصور کنید! باور کنید ما به اندازه خودمان قیافه داریم، قد و بالایمان هم هیچ شباهتی به خواهر ناتنی و چاق سیندرلا ندارد! حالا نمیگوییم آنجلینا جولی هستیم، نه، اما در حد خودمان از مواهب خدادادی چندان بی بهره هم نیستیم، بگذارید این 4 تا نقص را هم داشته باشیم که در کوچه و خیابان امنیت جانیمان حفظ شود. اصلاً گل بی عیب خداست.

واقعاً چرا به جایی رسیده ایم که کوچکترین عیب ظاهری و خدادادی را نه در خود و نه در دیگران برنمیتابیم، تا آنجا که زیبایی بی عیب و نقص را به یکی از ارکان اصلی ازدواج و کاریابی (بویژه در شرکتهای خصوصی) و شهرت و ... تبدیل کرده ایم؟

چاق ها لاغرها
در جهان امروز
عده ای دردانه
مفت ها گشته گران
آنچه ارزان شده است
قیمت انسانها

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

زیبایی تنها یه چیز نسبیه

زینب

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .

طنین آوا

اول اینکه اون کلمه ی انگلیسی همکاراتو دقیقا معنی کن تا ببینم چی گفتن البته میتونم معنیش کنم اما میخام ببینم معنی اصطلاحیش چیه؟ این تهرانیا همین ی کار رو بلدن[سبز] واژه بتراشین آخ ک بدم میاد از زنای لوس و افاده ایشون که بقیه رو بلا نسبت خر فرض میکنن[عصبانی][منتظر] بعدش هم ملت چکارن تو خودت باید از وجود خودت لذت ببری هر چند گاهی منم همین مشکل رو دارم جالبه که بقول تو اون شنبه نیومده ! بابای خدابیامرزم که جاش بهشت باشه همه ی کاراش کلا واسه شنبه بود[رویا] تو این چند سال اخیر زیبایی یکی از شاخصه های استخدام شده البت بجز آموزش پرورش که همچنان سعی در بکار گیری بانوان جا مانده از نسل فسیل شدگان دارد[اوغ] من یادمه اونوختا که میرفتم دنبال کار عملا دو سه نفر از مدیران بهم میگفتن خواهر من دنبال کار نگردد به شما کار نمیده منم وقتی علت رو میپرسیدن (چون فکر میکردم مثلا از ناواردی یا نوع مدرکم مشکل هست) میگفتن همه دنبال دخترای سن بالا و بد شکل و قیافه میگردن که کسی کاری ب کارشون نداشته باشه و مزاحمت ایجاد نشه[قهر] بحق چیزای نشنیده!!!

سیاه سفید

مرضیه جان خارج از بحث طنز ، به نظرم کمیتهای فیزیکی هر انسانی به خود اون آدم مربوطه.کمیتهایی مثل قد ، وزن و...این یه موضوع شخصیه. چند وقت پیش یکی از آشناها من گفت:وای .نه...فقط 51کیلو؟؟ یادته فلان روز اومدیم خونه تون؟ یادته لاغر نبودی؟.داشتی چای تعارف میکردی من داشتم اون لحظه تو دلم میگفتم:چقد جذابه!!!! تو دلم گفتم:چه جوریه که الان داری نکات منفی من و به این صراحت میگی؟ اون وقت اون موقع لال بودی بگی خوبم؟!! حالا که وزن کم کردم زبون باز کردی؟؟؟ بعضیا فقط دنبال کوبیدن و تضعیف روحیه ی آدما هستن.به حرفشون گوش نده.

سیاه سفید

ضمنا واسه گرفتن لر کارد باید یه 15 کیلویی اضافه کنی:)

گمنام

معیارهای دیگر ساخته. اگه پنجاه سال قبل به دنیا اومده بودی از اینکه لاغر بودی خودتو شماتت میکردی. با این حال توصیه میکنمت به کاری که نمیکنم. ورزش. نه برای لاغر شدن.برای مجاز شدن بیشتر خوردن[چشمک]

نسیم

مرضیه جون چه قدر حرص خوردی عزیزم....[ناراحت] اون آدمایی که علنا رودرروی تو ازت ایراد میگرن، عیبهایی که خودشون دارن و دیدنش براشون استرس آوره رو جابه جا میکنن روی تو، و ایراد تو رو میبینن و بزرگ میکنن تا ازون استرس خودشون دور بشن. اما خودشونم متوجهه این مساله نیستنا.ناخوداگاه اتفاق میفته. پیشنهاده من اینه که تو به خودت فکر کن، اگه از خودت راضی ای که راضی ای. و اگه راضی نیستی که در اون صورت هم تواناییشو داری در جهت رضایت خودت تلاش کنی . ............................ (یه کم اطلاعات هم دارم که ،شواهد ثابت کردن با رژیم معمولی چربی آب نمیشه.یا ورزش یا رژیمی که دکتر تغذیه میده میتونه آبش کنه.)[گل]

مهدیه

مرضیه جون کم کردن 8،7 کیلو اضافه وزن که کاری نداره فقط یه کم اراده میخواد که من میدونم تو داری[لبخند] منم تا دو سه سال پیش دختر چاق و توپولی بودم و عاشق هله و هوله و هی بقیه بهم میگفتن لاغر کن این چه وضعشه! تا این که از پس این شنبه ها بالاخره به دکتر تغذیه مراجعه کردم تا اینکه زور بالای سرم باشه و بتونم با نفسم مبارزه کنم تا اینکه تونستم بعد از 5 ماه رژیم و پیاده روی حدود 20 کیلو از وزنم رو کاهش بدم و بعدشم که عمل فک کردم اونجا هم چهار پنج کیلو کم کردم و با اینکه سخت بود ولی الان خوشحالم جالبه هرکی هم میرسه میگه رژیمتو بده ماهم بگیریم [مغرور] ولی همین که میگی بعضیا همیشه دنبال ایراد گرفتن از آدمن منم خودم باهاشون روبرو بودم همین دوستم که تا دوسال پیش بهم میگفت لاغر کن چند وقت پیش دیدمش بهم گفت اونموقع که کلی لپ داشتی بانمک تر بودی[ناراحت]

مائده

الهی من قربونت برم که اینقدر صاف و ساده ای. من عاشق این اخلاقاتم.[بغل][پلک][ماچ][بغل][پلک]