امان از پسرهای امروزی

امان از اعتماد به نفس کاذب پسرهای این مرز و بوم! زبان قاصر میماند در وصف اینهمه خود بزرگ بینی و غرور. یارو میاید خواستگاری ( از نوع مدرن و خارج از منزلیش)، و در حالیکه سعی میکند خود را کاملاً مسلط و خونسرد نشان دهد، با حالتی مطمئن، خیره خیره نگاهت میکند و سپس در کمال ناباوری و به سان فیلمهای طنز تلویزیون، کاغذی از جیب شلوار وامانده اش بیرون آورده و می گوید این لیست سوالهایی هست که حاصل ملاقاتش با تعداد زیادی دختر طی اعصار و قرون گذشته است و دوست دارد شما هم به عنوان هزارمین دختر که خوشبختی در خانه اش نشسته و با او ملاقات کرده، پاسخگوی آنها باشید و اینگونه است که جلسه پرسش و پاسخ سخت و نفسگیری (!!!!) شروع می شود. سوالات از سوالات نسبتا مناسب و عقلانی شروع شده و کم کم به سوالات غیرعقلانی و بی منطق می رسد، و سپس به سوالات خنده دار و مضحک و آخرش طوری می شود که برای اینکه بلند بلند نخندی مجبوری به تمام عضلات صورتت و نه اصلاً کل بدنت فشار بیاوری. دو نمونه از پرسش های گهربار ایشان در ذیل می آید:(دست کم 50 سوال بود)

شما زیاد پرخاش میکنید؟ وقتی پرخاش میکنید دست بزن هم دارید؟

از مردهای زن ذلیل بیشتر خوشتون میاد یا غیر زن ذلیل!

ای بمیرید با این سوالات مضحکتان! آه ای پسرکان ابله! واقعا فکر کرده اید کی هستید که بی آنکه یک قران ناقابل بیرزید، توهم پادشاهی بر جهان و مافیها ( یا دخترکان و مافیها؟) را در مغز پوکتان میپرورانید و دختران جوان را به سان کنیزکانی میبینید که هر زمان اراده کنید میتوانید به چنگشان در آورده و هر زمان نخواهیدشان، مرخصشان کرده، یا حتی از صفحه روزگار محوشان کنید. آه ای مردکانی که اعتماد به نفستان بدجور ورم کرده است و در آستانه ترکیدن قرار دارد! بدانید و آگاه باشید که اگر شما تنها مردان روی کره زمین باشید، و ما تنها دخترکان روی زمین، حاضر به همراهی و لحظه ای نگاه کردرن به شما نخواهیم بود که انشالله خبر مرگتان بیاید زودتر راحت بشویم. (این جمله برداشتی از جمله انگلیسی بود که همیشه به شوخی در مکالمه با دوست آمریکاییم از آن استفاده می کردم: If you were the only guy on the planet، I wouldn't marry you (اگر تو تنها مرد روی کره زمین بودی، با زهم با تو ازدواج نمیکردم.)

دوستمان تعریف میکرد که برای خواهر زیبا و قدبلندش ( 168)، خواستگاری آمده با قد 166 و چهره ای که میمون در برابرش، لنگ می انداخت و غزال خوش خط و خالی به نظر می رسید! خدا وکیلی باز هم می گویید بدبینم و تند می روم؟! آخر پسرجان تو که برای نگاه کردن به این دخترک زیبارو  باید روی پنجه پاهایت بایستی و سرت را بالا بگیری، چطور مامان جانت را میفرستی برای خواستگاری هان...؟

البته در اینجا متذکر می شوم که  اصلاً و ابداً منظورمان این نیست که کسی را به خاطر ظاهرش محکوم کرده یا بگوییم ظاهر شرط اول و آخر برای ازدواج است (هر چند در حد قابل قبولش الزامی است)، اما اینکه پسری که از هر حیثی از دختری پایین تر است (تحصیلات، خانواده و ...)، با اطمینان خارق العاده ای از بابت پذیرشش از سوی دختر، لیست سوالاتش را که حاصل سالها تجربه و مشقت است!!! دانه دانه بخواند و حتی وقتی دختر در حال جواب دادن به آنهاست، با پررویی تمام بگوید: "لطفا سریعتر پاسخ بدید! سوالات خیلی زیاده و وقت کم"، تو گویی تو را در جلسه کنکور نشانده است، این واقعا چه معنایی جز از خود مچکری و خاک بر سری او دارد؟ (بدزبانی ما را ببخشید که دست خودمان نیست). خداییش آیا نباید این پسر را در ملاء عام به دار مجازات آویخت؟ آیا نباید سرب مذاب بر سر و روی او پاشید؟ آیا  نباید با گیوتین گردن او را برید و در شهر گردانید؟ آیا نباید چشمان او را از کاسه در آورانید و کاغذ توی دستش را روی سر او کوبانید و با لیست سوالات مسخره اش او را از درختی آویزانید و تا صبح به حال خود رهانید و از گرسنگی و تشنگی بمردانید؟

حیف که مجازاتی متناسب با جرم او یافت می نشود که اگر می شد شخصاً آن را به اجرا درآورندی و خلقی (مونثانی) را از دست این انگل جامعه برهانیدندی!

/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
without name

خیلی خیلی قشنگ نوشتی!!! شده حکایت اون پسره که زشت و بیسواد و بی پول بوده میره خواستگاری.دختره از سواد میپرسه که میگه ندارم.از پول میپرسه پسره میگه ندارم! قیافه هم که هیچ! میگن ببخشید انگیزه ات برای خواستگاری چی بوده پس؟ میگه اومدم بگم دور من یکی و خیط بکشید! اعتماد به نفسشون ما رو کشته! نه مرضیه من گول تو رو نمیخورم.دیشب ساعت 2 تصمیم گرفتم در اسرع وقت با اولین بیشرفی که از فردا اشتباهی درخونه مون و بزنه ازدواج بکنم!! :-p

امیرحسین

اتفاقا خیلی هم نوشته هاتون خوبه من تو این خیلی خندیدم جز اخراش که دیگه دیگه

without name

مرضیه امروز خبر ازدواج دختر کوچیکه ی دوست خانوادگیمون و شنیدم.دختره پارسال دو سه ماه عقد بود ولی طلاق گرفت. قد 175 قیافه عالی! متولد1371بگو شوهر کرده به کی؟ دوست بابام! متولد سال 1334 ، دارای سه چار تا بچه.ولی از نظر ثروت شهره ی شهر .جزو میلیاردرای مشهور(مشهور به پولداری) حالا دوتا سؤال پیش میاد 1.یعنی تجربه کردن طلاق تو دوران عقد اینقده دخترا رو نفرت انگیز میکنه که کسی حاضر نمیشه بیاد باهاشون ازدواج کنه؟ و اونا مجبور میشن با کسی که 37 سال باهاشون اختلاف سنی داره ازدواج کنن؟ 2.یعنی ثروت اینقد مهمه که یه دختر حاضر میشه به خاطرش تن به ازدواج با همسن بابابزرگش بده؟ هنوز شوکه ام.

without name

در مورد اون یارو هم اینو بدون:"اگه تاحالا اجازه ندادم هیچ خری بیاد و لیستش رو هم با خودش بیاره اشتباه کردم! به تمامی سوالات اون بی شرفه با دقت جواب میدم و خیلی هم با هم ازدواج میکنیم و خوشبخت میشیم!.به خاطر لجبازی !" فهمیدی؟! دلت بسوزه!

امیرحسین

عمومی میگم طوفان زده ی وب نویس ما در چه حاله؟؟؟ [نیشخند]

دعادست

گفتی لیست، منو یاد لیست خرید انداختی... ازدواجهای امروزی شده مثل لیست خرید و همه همدیگه رو در حد گوجه بادمجون میبینند...[خنده] البته باید قبول کرد که همونقدر که دخترها خنگ هستند ده برابرش پسرها احمق و بی شعورند... میگن دختر با ده دقیقه رفتن توی خونه خالی زن میشه، ولی پسر باید دو سال بره سربازی تا مرد بشه.. بی شعوری که امروزه اپدمی شده در بین جوانان، نتیجه تربیت یک نسل سوخته است که با عقده شدن خواسته هایشان در دوران جوانی ( 60 و 70) میخواهند تربیت فرزندانشان را بی خیال شده و با قربون صدقه رفتنهای الکی و الهی که بچم همه چی میفهمه و همه چیز باید داشته باشه، جوانانی ساخته اند شدیداً از خود متشکر و گاگول... خودم میدونم و خودم بلدم، قبل دانستن و قبل از یاد گرفتن ورد زبونشون هست... اینه که بچه های امروزی شده اند نسل پدر مادر سوخته... لیست میگیرند دستشون همسر گزینش میکنند.. نمیفهمند که جواب ها ذات نیست، ادعاست.. حتی صحبتهای ضمن عقد هم ذات نیست ادعاست.. فرقی هم بین دختر و پسر نیست... اینگونه سؤالها را باید کوبید توی صورت طرف.. نه بخاطر اهانت در طرح و چگونگی سؤال... بلکه بخاطر ضعف شعور و خطر زندگی با اینگونه افراد...

دعادست

گفتم پدر مادرهائی که جوونیشون رو توی دهه 60 و 70 گذروندند نه متولیدنش... عده ای هم هستند که با وجود اون کمبودها بچه هاشون رو نازنازی بار نیاوردند... در مورد این لیست به دستها هم با نظر نجمه خانوم موافقم که گفت باید سره کارشون گذاشت... رستوران گرون قیمت و ...[خوشمزه][خنده]

without name

آخ آخ راست میگی.چقد بدم میاد از اینایی که میگن:"عجیجم.عسیسم! عجقم!" بدم میاد.چندشم میشه اصلا. چند روز پیش با خواهرم رفته بودیم بیرون.دوتا دختر با کوله پشتی مدرسه داشتن جلوتر از ما راه میرفتن.به یه پسره ی نره خر متلک انداختن. تف به شرافت دنیا.اون موقع که ما مدرسه ای بودیم به خدا دخترا از کوچه پس کوچه میرفتن خونه که پسرای سر چار راه نگاشون نکنن.فقط نگاه میکردن ها ! تف به این روزگار !

مسعود

فقط یک سوال دارم : چرا از لفظ پسران استفاده کردید عایا منظورتان تمام پسرهای این مرز و بوم است ؟؟ [قهر][سوال]