خدایا شکرت!

امروز که اومدم سر کار، از طریق کیارش متوجه شدم در آزمون استخدامی که پارسال زمستون برگزار شده بود، نمره اولو در بین همکارانم آوردم و به همین خاطر مثل سایرین،  نیازی به مصاحبه ندارم...خیلی خبر خوبی بود و واقعا ذوقزده شدم. تو واحد اداری که بودم، دو سه تا از همکارهای دیگمو دیدم و دوباره با گردشدن چشمها و تعریفهای ماورایی و اینکه اصلا یکی دیگه شدی.... و روبرو شدم که خوب واضح و مبرهنه که قند در دلمان آب شد.... دیروز هم که رفته بودم آرایشگاه، رویا خانم وقتی منو که مدتهاست مشتریشم دید گفت: شما؟ و حتی وقتی گفتم منو نمیشناسید؟ گفت نه؟! که بعد چند ثانیه فهمید و با هیجان گفت خانم .... چقدر تغییر کردی، من از چشمات شناختمت! ...دیروز برای اولین بار تمام روز بطور کامل بدون ماسک بودم. در راه رفت و برگشت از آرایشگاه حس عجیبی داشتم و فکر میکردم شاید ورمم زیاده و مصنوعی هستم، اما وقتی با متلک یک پسر جوون رو برو شدم و بعد هم تعقیب و گریز من با یک پژوی حامل پسری جوان، برای اولین بار از این رفتارها خوشحال و ذوقزده شدم، که البته طبیعیه به خاطر این رفتار زشت آقا پسرهای مزاحم نیست که همیشه منزجرم میکنه، بلکه فقط به این خاطر که بهم نوید میداد که کاملاً چهرم طبیعیه.... هیچوقت فکر نمیکردم شنیدن یک متلک انقدر امیددهنده باشه!!!، نیشخندحالا دیگه با اعتماد به نفس کامل میرم بیرون و احتمالا دیگه هیچوقت این ماسک لعنتی رو نمیزنم.

از چهار پنج روز پیش شبها کاملا راحت میخوابم و دیگه تا صبح یکبار هم بلند نمیشم، احساس میکنم تنفسم از قبل هم بهتر شده! ورمم هم که روز به روز کمتر میشه، به خصوص با بیشتر شدن تحرکم بعد برگشتن به کار،  اما بی حسی ها هنوز پابرجاست. تغذیم تقریبا مثل قبله، و صبحانه همچنان معجون شیر و عسل و بسکوییت میخورم و ناهار اکثرا سوپ یا پلوی کاملا پوره... اما از این بابت هیچ نگرانی ندارم و زیاد هوس فست فود یا غذاهای دیگه رو نمیکنم. همچنان ترجیح میدم نجوم اما گاهی بطور آروم اینکارو مکینم و صد البته به خاطر اینکه دندونهای عقب جفت نیستند، زیاد راحت نیست، اما میدونم ارتودنسی هم مثل بقیه مراحل به خوبی پیش میره و بزودی میتونم از دندونهام هم استفاده کنم.... تقریباً حال عمومیم مثل قبل از عمل شده و برخلاف تصورم، اومدن سر کار به هیچ عنوان باعث اذیتم نمیشه و گاهی تا ساعت 7 بیرونم بدون اینکه مشکلی داشته باشم. البته وقتی شدیدا میخندم، کنار بینی و نزدیک گونه هام کمی درد میگیره، اما اصلا مثل روزهای اول بعد عمل دردناک و آزاردهنده نیست. دو تا دندون جلوم هم درد جزئی و مستمری داره، اما اصلا  آزار دهنده نیست و گاهی خودم هم یادم میره. دیگه از هوا کشیدن و حساسیت دندونهام هم که تا همین یک هفته ده روز پیش بصورت مستمر وجود داشت و امونمو بریده بود، خبری نیست. خدا رو شکر. آدم در شرایط سخت بعد عمل هرگز فکر نمیکنه که قراره اوضاع بهتر بشه، اما واقعا خدا کمک میکنه.... خدا رو شکر همه چیز خوبه. برای تشکر از خدا و اینکه کمک کرد این عملو با بهترین نتیجه به پایان برسونم کاری نمیتونم بکنم، جز اینکه بهش قول بدم قدر نعمتی رو که بهم داده بدونم و همیشه شکرگزار لطف و مرحمتش باشم.  فکر کنم دیگه بتونم وبلاگم رو از حالت پرداختن صرف به خاطرات جراحیم دربیارم، و به مطالب دیگه ای هم بپردازم. با نوشتن خاطرات جراحیم رسالتمو انجام دادم. عمل سختی رو پشت سر گذاشتم، اما همه چیز به سرعت برق و باد گذشت و الان واقعا از تصمیمی که گرفتم خوشحالم. خودم رو برای سخت تر از اینها آماده کرده بودم و الان میتونم به جرات بگم علیرغم همه سختیها و ناراحتیها، باز هم سختیهای این عمل یک درجه کمتر از چیزی بود که انتظار داشتم.

خدا میدونه که یکی از اهدافم برای ثبت جزء به جزء این لحظه ها کمک به دوستانی بوده که مثل خودم قبل عمل دنبال اطلاعات ملموس و واقعی هستد... امیدوارم این وبلاگ و تجربیاتی که راجب عملم بطور روزانه نوشتم، تلخیها و شیرینیهاش، ترسها و نگرانیها و تردیدها، بعد شیرینیها و هیجانهای بعد دوره نقاهت و شنیدن تعریف و تمجیدهای زیاد از دوستان و آشنایان، بتونه به اونهایی که میخواند عمل منو تجربه کنند کمک کنه تا با آگاهی بیشتری به استقبال این شرایط برند، من خودم قبل جراحی از این عمل برای خودم غولی ساخته بودم و الان میگم علیرغم همه سختیهاش ارزشش رو صد در صد داشته و  در صورتیکه فک کسی نیاز به جراحی داشته باشه، نباید لحظه ای در انجامش تردید کرد، مگر اینکه کسی مشکل زیادی نداشته باشه و بخواد بیمورد و به خاطر وسواسهای بیمارگونه اینکارو کنه. تشخیص ضرورت یا عدم ضرورت عمل هم فقط با یک دکتر حاذق و متبحره، مثل دکتر مسگرزاده عزیز. 

 از اونجا که هدفم از ثبت این وقایع - جدا از ماندگاریشون برای خودم در آینده - حقیقتا کمک کردن به دوستانی مثل خودم بوده، حاضرم به هر کسی که در شرف انجام این عمله یا هنوز تردید داره، با دادن اطلاعات لازم کمک کنم، چرا که معتقدم کمک به خلق خدا به هر شکلی رضایت خداوند رو در پی داره و برای خودم هم راهیه تا تشکرم رو به خدای بزرگ به خاطر تصمیم به این عمل و موفقیتش نشون بدم.... با گذشت 36 روز از عمل فکم دیگه ضرورتی نمیبینم که بطور روزانه از شرایطم بنویسم، چون الان همه چیز به لطف خدا خوبه، البته قطعاً باز هم درمورد تحولات و تغییرات و شرایط پیش رو بعد عمل جراحیم و مثلا مراجعه بعدی به ارتودنتیست (سه شنبه آینده) و جراح فکم (8 تیرماه)مینویسم، اما نه بصورت روزانه و سعی میکنم به وبلاگ و نوشته هام تنوع بیشتری بدم.... به همه دوستانی که مطالب منو میخونند میخوام به عنوان یک خواهر کوچیکتر با اطمینان بگم که همه سختیها پایانی دارند و باید با صبوری و توکل به خدا شرایط رو تحمل کرد و به این جمله اعتقاد راسخ داشت که "این نیز میگذرد".

/ 4 نظر / 18 بازدید

خيلي خيلي ممنونم.حدودا ١ماه ديگه عمل دارم. دكتر اخوان اذري عملم ميكنن.... هنوز در مورد هزينه صحبت نكردم.خواستم حدود قيمت ها رو بدونم....ممنون از توجه شما......

تینا

اول ببینم کامنتم میاد یا نه[نیشخند]

آمد

به به ماشالا همه چيز بر وفق مراد بوده از نمره خوب آزمون تا اينكه ديگه ماسك هم نمي زني و خيلي راحت و بدور از اينكه فكر كني توجه نگاها زياده خيلي راحت برداشتي .در مورد ماندگاريش واقعن بعدها بخوني بيشترين كسي كه لذت مي بره خودتي .اميدوارم همه چيز بر وفق مرادت باشه .

مریم

سلام مرضیه جان.خیلی خوشحالم که از نتیجه ی عمل ات راضی بودی و روزهای خوشی رو داری سپری می کنی.امیدوارم من هم در شرایط شما قرار بگیرم و هر چه سریع تر از این وضعیت راحت شم.شش ساله که هر روز دارم به عمل فک ام فکر می کنم.واقعا سخت بوده.امیدوارم هر چه زودتر من هم بتونم عمل کنم.