ساسان!!!

همه چیز از وقتی شروع شد که بابا قالیچه نفیس دستبافی رو که ظاهرا عمه جانم در جوونیهاش بافته بود ازش خرید و چندسالی همینطوری راکد و بی استفاده تو خونه اجاره ایش تو سمنان گذاشت به کناری تا به قول خودش وقت عروسی دختر همون عمم به عنوان کادوی عقد بهش بده و بگه این قالی رو مادرت بافته و ... خلاصه سورپرایز! (که فکر کنم به جای دخترعمه جان، ما خودمون سورپرایز شدیم! بهتره بگم شوکه!)

چندهفته قبل عروسی دخترعمه بود و الوعده وفا. بابا قالی لوله کرده رو بعد 6 سال از سمنان آورد خونه و بازش کرد و قبل کادوپیچ کردنش علیرغم مخالفت مامانم روی فرش خونه پهن کرد تا تروتمیزش کنه و بعد نونوارشدن، قالیچه کذایی به سمت خونه نوعروس روون شد که اینهم از بدشانسی عروس خانم در اوان ازدواجش بود، دلیل این بدشانسی عظیم رو تا چند ثانیه دیگه میفهمید.

از فردای اونروز که بابا قالیچه رو توی خونه پهن و تمیزش کرد، هممون متوجه خارش دست و پا و نقطه های قرمزرنگی روی اونها شدیم که به شدت آزاردهنده بود. من از اولین کسانی بودم که متاثر از آسیب های این جانور ناشناخته قرار گرفتم و بعد بابام، یعنی مقصر اصلی این مصیبت عظمی، مورد هجوم این موجود بیرحم قرار گرفت. پست "غریب گز" من رو یادتون هست؟ همون پست که در اون از گزیده شدنم توسط موجود ناشناخته ای صحبت کردم و مزه پرونیهای باباجان....این موجود ناشناخته هم اکنون به خوبی شناسایی شده و من و سایر اعضای خانواده رو تا مرز جنون کشونده.... بی اغراق!

نام این موجود چیزی نیست جز، بله معرفی میکنم.................:جناب ساس!!!

حشره ویرانگری که تمام خونه و زندگی ما رو برداشته و حضور ناخواندش در منزل ما با همون قالیچه کهنه دستباف شروع شد و قبل از اینکه به خودمون بیایم چنان خونه رو در تسخیر خودش درآورد که کوششهای ما برای بیرون کردنش هیچ اثری نداشت هیچ که تعدادشون رو بیشتر و بیشتر کرد، مثل اژدهایی که هر دستش رو که میبری چهار تا دست دیگه درمیاره (اینو تو یه کارتون دیدم!!!). انگار که صاحب اصلی خونه ما اونها بودند و ما مهمانهایی بودیم که باید هر چه سریعتر منزل رو ترک و بطور کامل تسلیم صاحبخونه میکردیم.

دو مرتبه سمپاشی گسترده نه تنها تاثیری روی اونها نداشت که حتی باعث چندبرابر شدن جمعیتشون شد....بعد سمپاشی دوم حضور اونها به قدری گسترده شد که دیشب که با گذشت چندروز از سمپاشی به خونه برگشتیم (از سمنان)، امیدوار از اینکه بالاخره قلع و قمحشون کردیم، شب هنگام موقع خواب چنان به سمت ما هجوم و با گزیدنشون ما رو به ستوه آوردند که تقریبا هیچکدوم ما نتونست تا صبح چشمهاشو رو هم بذاره. من خودم تا صبح از دیدن و گزیدنشون چند بار از خواب بیدار شدم و از ترس دیگه نخوابیدم و بعد که دوباره خوابم میبرد با گزش اونها بیدار میشدم، آخرش بعد عوض کردن چندباره محل خوابم، مجبور شدم با جوراب و ساق دست بخوابم به این امید که کمتر به بدنم نفوذ کنند که البته تاثیر چندانی نداشت و صبح با دست و پای سرخ ناشی از گزش اونها مواجه شدم. بیچاره مامان چنان مستاصل شده بود که رو به خدا کرد و گفت "خدایا ما چیکار کرده بودیم که این بلا رو سرمون نازل کردی؟"

حالا ما موندیم و یک خونه پر از ساس و دست و پاهایی پر از دونه های قرمز و روحیه ای داغون از حضور مهمون ناخونده ای که انگار قصد رفتن نداره و حتی به ضرب زور هم نمیشه از خونه بیرونش کرد.... توی اینترنت راجب راههای از بین بردنشون خوندم که جدا از سمپاشی که درمورد خونه ما کاملاً بی اثر و حتی بداثر بوده، راه دیگه ای پیشنهاد شده و اون اینکه که برای از بین بردن اونها (خواهر کوچیکم اسمشون رو گذاشته ساسان که به قول اون جمع ساس هست!)  باید شرایط دمایی 65 درجه و بالاتر رو فراهم کرد، اما آخه چطور میشه اینکارو انجام داد؟ ساس در پتوها و فرشها و مبلمان منزل و حتی در لباسهای تک تک ما نفوذ کرده، چطور میشه چنین دمایی رو برای نابودی اونها به وجود آورد؟ نگید جوشوند که واقعاً سخته اینهمه وسیله و پتو و لباس و جوشوند، گذاشتن مبل و فرشها تو آفتاب هم باعث سفید و بدرنگ شدنشون میشه و بنابراین اینکارو هم نمیتونیم بکنیم. همینطور خوندم که سم "ددت"هم برای نابودی اونها مناسبه، اما جدا از خطرناک بودن این سم، پیداکردنش هم در این زمونه تقریباً غیرممکنه... (اگه کسی از دوستان میتونه این سم رو تهیه کنه بهم بگه...ممنون میشم.)

هممون تو خونه به شدت درمونده و کلافه شدیم و روحیه تمام اعضای خانواده به هم ریخته. بیشتر از این جهت که نمیدونیم چکار باید بکنیم. مامان و حتی بابام میگند باید خونه رو تخلیه کنیم... اما من نمیخوام از خونه و محلمون فقط به خاطر حضور این موجودات کثیف دست بکشم. باورم نمیشه به یکباره به چنین بلایی دچار شده باشیم که ممکنه به قیمت ترک خونه و محلمون تموم بشه...

پ.ن 1. دوستان گلم اگر برای ریشه کن کردن این موجودات راهکاری سراغ دارید خواهش میکنم به من بگید، چون حضور این حشره تو خونه ما به شدت روحیم رو به هم ریخته و بیخوابی شبها هم واقعا کلافم کرده... من به اندازه کافی دغدغه دارم و حالا اینهم دغدغه ای شده روی بقیه دغدغه هام. دعا کنید از پسشون بربیایم و نیازی به ترک خونه و اثاث کشی دوباره نباشه. به هر کسی که بتونه راه موثری جلوی پامون بذاره هدیه ای به رسم تشکر اهدا میکنم.

پ.ن 2. کاش بابا اون قالیچه کهنه رو به خونه نیاورده بود...

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داداش اولی

سلام با یه پست جالب درباره ستارگان سابق و فعلی فوتبال جهان در خدمتتان هستم احتمالا اسم بعضی از بازیکنان را نشنیدید !...

نجمه

واای مرضیه تموم تن و بدنم موقع خوندن این مطلب به خارش افتاد خدا خفه ات کنه که از این مطلبا دیگه نذاری این مطلبت رو با بدجنسی تمام گذاشتی تا بلکه یه کم از اون عذاب هم ما دچارش بشیم من مطمئنم. می کشمت مرضیه خودم... در ضمن هیچ راه حلی سراغ ندارم فعلا دارم به این فکر می کنم که زودتر وبلاگت رو ببندم و برم سراغ وبلاگ دعادست تا شاید از خارش جسمی به خارش مغزی و روحی برسم اون قابل تحمل تره چون همیشه همراهمونه و تا یه مدت تو اتاقت نیام بابت اطلاع رسانیت البته که ممنونم.

طنین آوا

سلام مرضیه جون. عجیبه که تو این روزگار ساس باشه!!! آخه اون قالیچه رو واسه چی این مدت جمع کرده گذاشتین؟ باید پهن میکردین تو حیاط و میشستین بعد میاوردین خونه. درضمن این چه کادوییه! حالا بگو خود بابات روبراه کنه همه چیو[نیشخند] راه کار من اینه که مامانت طلاق بگیره تا بابا بی مشورت کادو تجویز نکنه واسه کسی خخخخخ

arezoo

واااااای مرضیه جون چقققققد ازین حس ناامنی ناشی از حضور جک و جوونورا تو خونه بدم میاد[ناراحت] اااااههههه اینجور وقتا انگار بیچاره ترین ادم روی زمینم یادمه بچه بودم دلم میخواست یه حباب شیشه ای معلق داشته باشم هروقت خواستم، برم توش(از ترس سوسک) ، اونجا زندگی کنم، دست هیچ جک و جوونوری بهم نرسه[نگران]

شهر عجیب

سلام با دیدن قالب جدید و نام ساسان به خودم گفتم این دوست وبلاگی ما هم بالاخره دم به تله داد ... اما با خوندن متن به متوجه شدم که نه اون زرنگ تر از این حرف هاست... ایام بکام و زرنگی تان مستدام

حسین

به قول حسین پناهی البته با تغییر: چه میهمانان بی دردسری هستند این ساسانها......... یعنی شما نمیتونید چند تا ساس رو از خونه بیرون کنید پس برا چی این همه درس خوندید و ادعای سواد دارید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عجیبه برا من پس به چه دردی میخوره این تحصیلات ............. [خنده][خنده][خنده]

امیرحسین

سلام بزار ببینم کامنت با گوشی میاد یانه

امیرحسین

اخ جونننننننننن پس گیر جماعت ساسان شدین ماه رمضونی هم درگیرین هنو؟

بانوی شرقی

وای بر منننننن عجب مشکلی پیدا کردین مرضیهههههههههههههههههههههه زودتر از خونه بیاین بیرون....سخته اما بهتر از زندگی با ساسان هست[نیشخند]