دفاع از مظلوم

به نظر من دفاع کردن از کسی که به هر طریقی مورد ظلم قرار گرفته، یکی از زیباترین و ارزشمندترین کارهای دنیاست. بدون اینکه قصد خودستایی داشته باشم باید بگم من به شخصه همیشه تلاش کردم در دفاع از مظلوم پیشتاز باشم و تا جاییکه در توانمه اجازه ندم حقش ضایع بشه.

یادمه کلاس دوم دبستان بودم که یکی از بچه ها سهواً دستش به گلدون شیشه ای روی میز خانم معلممون (خانم زمانی) خورد و گلدون نقش زمین شد و هزار تیکه. دخترک از ترس به خودش می لرزید و رفتار خشن خانم معلم هم هیچ کمکی به تسکین ناراحتی و ترسش نمیکرد... خانم معلم با نگاهی ملامت بار سرش فریاد میزد و صداش می کرد "بیعرضه دست و پا چلفتی"... نمیدونم چطور شد که اون صحنه رو تاب نیاوردم و با لحنی قاطع رو به معلم گفتم "چرا دعواش میکنید؟ شکستنیه دیگه بالاخره یه روز باید میشکست". معلم روشو به سمت من برگردوند و برخلاف تصور، لبخندی زد و دیگه چیزی به اون شاگرد نگفت. بعدها ماجرا رو برای مادرم (که خودش هم معلم بود) تعریف کرد و گفت که فکرشو نمیکرده با روحیه خشنی که داره کسی حاضر بشه اونطور در برابرش بایسته. ظاهراً خانم معلم خیلی از این کار و این حرف من خوشش اومده بوده چون ماجرا رو برای مادرم بارها و بارها با خنده تعریف میکنه....

بعدها هم خیلی پیش اومد که سعی کردم اجازه ندم یه فرد بی دفاع آزار ببینه. مثل وقتیکه برای بچه های درسنخون کلاس که معلم نگهشون میداشت یا حتی تنبیه بدنیشون میکرد واسطه میشدم و میگفتم من تعهد میدم که دفعه دیگه درسشو خوب میخونه و از اونجا که تقریبا همیشه بهترین شاگرد کلاس بودم، معلمها هم حرفمو میخوندند و بعد هم مدتها زمان میذاشتم تا به تعهدم عمل کنم...

جالبه خواهرزاده پنجسالهای دارم به نام عسل که از نظر روحی و شخصیتی خیلی به من شبیهه و اون هم عینا این روحیه دادخواهی از مظلوم رو از من به ارث برده. اول از همه هم از خودش در موقعیتهایی که به دلیلی بابا و مامانش دعواش میکنند دفاع میکنه. چند وقت پیش یکی از وسایل من رو به کل خراب کرد (وسیله ورزشی که اسمشو گذاشتم چرخونک برای لاغری دور کمر) و وقتی بهش اعتراض کردم با قیافه حق به جانبی گفت: "اتفاقه دیگه خاله، پیش میاد" و منو در بهت و حیرت فرو برد. این حرفش دقیقا منو یاد دفاعم از همکلاسیم در کلاس دوم انداخت و ناخواسته عصبانیتم فروکش کرد و علیرغم میل باطنیم بهش خندیدم.

چند روز پیش درست روبروی کوچه ادارمون وقتی میخواستم از صندلی کنار دست راننده (صندلی جلو) پیاده شم، یک موتوری با بی مبالاتی تمام زد به در ماشین و خودش به گوشه ای پرت شد. از ترس داشتم قالب تهی میکردم و دست و پام می لرزید. راننده هم که خودش جای بدی پارک کرده بود که پیاده شم (روی خط عابر پیاده) بدون اینکه فکر کنه خودش مقصر بوده، منو سرزنش کرد و با پررویی تمام خواستار دریافت خسارت شد!!! در شرایطی نبودم که بتونم حرف بزنم و یا فکر کنم که تقصیر با خودش بوده، با ترس و لرز ازش عذرخواهی میکردم (چقدر از بابت ایت عذرخواهی بی دلیل ناراحتم) و میگفتم کاری ازم برنمیاد و ابله همچنان به جای اینکه خدارو شکر کنه که اتفاقی برای من و فرد موتوری نیفتاده، تقاضای خسارت میکرد! همون موقع در حالیکه به شدت گیج و مستاصل شده بودم و چند نفری هم دورمون جمع شده بودند، یک نفر از اطرافیان گفت: "آقا این خانم چه تقصیری داره که ازش خسارت میخواید! مقصر شمایید که روی خط کشی عابر پیاده ایستادید. معلومه که وقتی واسه توقف ترمز میکنید، این خانم درو باز میکنه! هر کس دیگه ای هم بود همینکارو میکرد." این حرفهاش راننده رو از اون موضع قدرت و طلبکاری خارج کرد و منو هم به خودم آورد، طولی نکشید که به خودم مسلط شدم و شروع به دفاع از خودم کردم و وقتی دیدم مردک حرف آدمیزاد سرش نمیشه، با بیتفاوتی راهمو کج کردم و رفتم.... اگر این مرد از بین اون جمعیت به راننده تذکر نمیداد و از من دفاع نمیکرد، معلوم نبود که چه وضعی پیش میومد و من در ادامه چه حالی پیدا میکردم. اونجا بود که فهمیدم خدا به وقتش همونقدر که من از دیگران حمایت کردم، هوای منو هم داره و در واقع از هر دست که بدی از اون دست پس میگیری.

جالبه که شب آخر قدر به یاد این مرد افتادم و از ته دل براش به خاطر دفاعی که از من کرده بود دعا کردم. چقدر خوب میشه که هر جا مظلومی رو دیدیم که در حقش جفایی صورت گرفته، به جای سکوت (یا در مواقع حاد عکس گرفتن با گوشی موبایلمون!) آستین بالا بزنیم و به دفاع ازش بلند شیم. به نظرم ارزش اینکار از ساعتها عبادت کردن بدون عمل بیشتره.

از پیامبر اکرم نقل شده که: «خداى متعال به داود وحى فرمود: اى داود! هیچ بنده اى نیست که ستمدیده اى را یارى رساند یا در ستمى که به او رفته، همدردى کند، مگر این که گام هاى او را در آن روزى که همه گام ها مى لغزد، استوار نگه دارم». 

پ.ن. به یاد مظلومین جهان به خصوص مردم مظلوم غزه که این روزها آماج حملات بیرحمانه صهیونیستهای غاصب قرار گرفتند.

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساجده

حضرت پیامبراکرم (ص) به حضرت علی علیه السلام می فرمود: زیبا ترین کارها یا علی! سه خصلت نزد خداوند، از هر عملی محبوب تر است: 1 ) انجام واجبات؛ کسی که واجبات إلهی را انجام دهد از عابدترین مردم است. 2 ) ترک گناهان؛ هر که از گناه پرهیز کند از با تقواترین مردم است. 3 ) قناعت؛ هرکه به آن چه خدایش روزی و نصیب فرموده، بسازد، از بی نیازترین مردم است. سلام ممنون که سر زدید[گل][لبخند]

حسین

درود بر شما با این خصلت نیکتون یکی از مسئولیتهای شرعی ما سوای از مسئولیت انسانی همین دفاع از مظلوم در برابر ظالمه خب ماها به عنوان یک مسلمان همیشه باید حواسمون به این چیزا باشه نمونهای مختلف این مورد همیشه دوربر ماها هستن و متاسفانه خیلی وقتا دانسته یا ندانسته بهشون بیتوجهی میکنیم . این فاجعه ای که برا مردم فلسطین پیش اومده خصوصا غزه این مصیبتی که ادم هر روز تو تلوزیون میبینه خود نشون میده اگه ما مسلمونها به وظیفه خودمون در این مورد بخصوص عمل میکردیم الان شرایط غزه این نبود....

نجمه

به یاد مردم مظلوم جهان که بی رحمانه بازیچه دست سران و حاکم مملکتشون شده اند به یاد مردمی که خودخواهی و نزاد پرستی (عرب و یهود و نازی و ایرانی و...) حاکمان بدطینتشون دمار از روزگارشون د رآورده... مردمانی که خردشون و کنار گذاشتن و فقط به دیده هایی که گلچین شده در برابر جشمانشون قرار می گیره دل می سورنن و به یاد مردمانی که در راه عدالت جان می دهند نه در راه احساسات انگولک شده حاکمان بدذات و عوضی ...

رسوایی

سلام. متن جالب شما را خواندم.حکایت زیبای بود امیدوارم که در طول زندگی یتونیم طوری رفتار کنیم که شرمنده خدا نباشیم باز هم متشکرم

منصوری

سلام بزرگوار انصافا وبلاگ خوب وپرمحتوائی دارید. ومطالبش آموزنده ست لطفتان مستدام امیدوارم برقرار و پاینده باشید [گل][گل][گل]

گل یاس

گاه گاهی سفر کن به حوالی دلت، شاید خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد

مسعود

با کل نوشته ات حال کردم جز پ.ن انگار هنوز اعراب رو نشناختی و کینه ای که از عجم دارن دستمون رو تا آرنج بکنیم تو عسل بار گازش می گیرن

مسعود

نه مرضیه خانوم این نژاد پرستی نیست !!!اونا هستن که نژاد پرستن اونا هستن که کمک های بلاعوض ملت ایران رو میگیرن اما میرن با صدام هم پیمان میشن و براش مراسم ختم میگیرن همین فلسطینی های بی چشم و رو ...همین فلسطینی های پست که میان ایران مفت درمان میشن ولی به خون ما میگن پست همین فلسطینی هایی که بخاطر رسیدگی به اونا درصدبالایی از فقرای کشور ما فقیر تر و بیچاره تر میشن ... میانبا ما فوتبال بازی کنن از صدقه سر ما زمین فوتبال دارن ولی چنان ساق پای بازیکنان ما رو خورد میکنن که انگار با دشمن شون طرفن دلم از دست این قوم پره...ببین اینا چقد پستن که قبل از هر بمباران توسط اسراییل بهشون هشدار داده میشه که فلان جا رو میخواییم بزنیم اما اونا از مردم خودشون سپر درست کردن بخاطر منافع خودشون... ببخشید کامنت شدید الحنی گذاشتم چون من نژاد پرستت نیستم اونان که بیش از حقشون دارن بهشون میرسن

without name

چه خصلت قشنگی داری .دفاع از مظلوم بهترین نوع خدمت به خلقه. بعضی حرفها واقعا تو دل بعضی آدما اثر میذاره .چه بسا ما با یه جمله ،ظالمی رو به خودش بیاریم. یه خانمی مسئول تذکر دادن به دانشجوها شده بود.میگفتن یه لیست از دانشجوهای بدبخت تهیه میکنه و بعد هم حسابشون و میذاره کف دستشون.یه رعب و وحشت عجیبی تو دانشگاه بوجود اومده بود.دستشویی های دانشگاه ،آینه داشتن.یه روز رفتم اونجا تا چادرم و مرتب کنم که دیدم صدای داد و هوار میاد.همون خانم ،داشت اسم دو تا دانشجو رو یادداشت میکرد و اونا هم التماسش میکردن.رفتم جلو گفتم:چکار میکنی خانم؟ گفت :ده باره دارن میان اینجا نگاه آینه میکنن.دانشگاه و به گند کشیدن. بعدش رفت داخل دستشویی! بهش گفتم:همین شماها هستید که جوونا رو از اسلام بیزار کردید.اگه آینه جرمه پس چرا پیامبر خدا با خودش همیشه آینه داشته.برات متأسفم شغل وحشتناکی داری خانم. فردای همون روز خبر رسید که انصراف داده و رفته تو دفتر هماهنگی.میترسیدم باهاش روبرو بشم اما اون همیشه بهم لبخند میزد:)

مائده

خدا رو شکر که اتفاقی برای خودت نیفتاده . متاسفانه بعضیا وقتی عصبانی میشن هیچی حالیشون نیست دیگه . دمش گرم آقایی که ازت دفاع کرده . من اگه جات بود تو اون جمع یه تشکر حسابی ازش میکردم .