بوسه های جنون

دیشب که جز بخور گلیرنگ یک چراغ
پهلوی تختخواب تو بیگانه ای نبود

بر آشیان چشم سیاه تو مرغ خواب
بنشسته بود و نغمه لالای میسرود

پروانه های بوسه آتش پرست من
گم شد به بوستان لب و گونه های تو

چشمم دوید در پی آن بوسه ها ولی
گم شد میان همهمه بوسه های تو

من در خیال اینکه کجا رفت بوسه ها
دیدم نگاه شوق تو بر سینه ات دوید


ناچار بوسه های جنون از لبم گریخت
در آبشار سینه مهتابیت خزید


تا پرتوی چراغ نخندد به عشق ما
دست تو آن حصاری شب را خموش کرد

آنگاه چشمه سار لبی ماند و تشنه ای
کاو تا سپیده بوسه از آن چشمه نوش کرد

امروز دوباره دلم شکست. (B) در اوج خشم و اندوه، یاد آن جمله از "وین دایر" افتادم که "این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند” و بعد از تحلیل رفتاری خودم، به خوبی تونستم علت برخوردهای نابجا و غیرمنصفانه فردی که ادعای احترامش به حقوق انسانها گوش فلک رو کر کرده، درک کنم. 

وین دایر در جمله دیگه ای میگه "نیازی نیست نظری را که دیگران یا جامعه به طور کلی مایلند نسبت به اعمالتان داشته باشند بپذیرید! اگر این کار را بکنید، کلافگی را برای خود برخواهید گزید." و بعد به خودم نهیب زدم هی مرضی تو با تمام نقص هات از اونیکه به راحتی شخصیت تو و دیگران رو زیر سوال میبره، برتری. بالاتر از اونی هستی که به خاطر یک برخورد ناشایست از انسانی ناشایست تمام روز و روزگارتو خراب کنی. 

و حالا میخواهم بگویم: من از قضاوتها و حرفها و حدیثها نمیترسم. نمیترسم اگر جواب سلامم را ندهند و یا از من روی برگردانند. باید بزرگ شوم. باید به سان گل آفتابگردان محله مان قد بکشم...

بگذار دل شکنان هر چه میخواهند بگویند، در گرمای آغوشش تمام اندوه ها را به باد خواهم سپرد.

به چه مانند کنم خلوت آغوش تو را؟
به یکی بستر گل؟
به پرستشگه عشق؟
یا به خلوتگه جانها که غم از یاد برد؟
به نفس های بهار؟
یا به یک خرمن یاس
که نسیم خوش آن را، همه جا باد برد؟
به چه مانند کنم؟

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

واااااای. چه قدر خوشم اومد ازین شعر آخر پستت.[بغل] ولی کل پست هم زیبا بود و انرژی مثبت داشت.[مغرور]

حامد

مرضیه خانم تو این چندماهی که خواننده شما بودم به نظرم میاد شما گاهی به آدمها بیش از حد بها میدید. به نظرم برخی انسانها حتی ارزش یک دقیقه وقت و فکر شما رو هم ندارند چه برسه بخواید به خاطر رفتارهای دون شانشون دلتون بشکنه. قدر خودتونو بدونید. از این مطلبتون حس خوبی گرفتم به خصوص اشعار زیبایی که مثل همیشه در پستتون گنجوندید. راستی تصمیم دارم وبلاگ جدیدی درست کنم. [لبخند]

نگاه

از اولین مصرع شعر اول تا علامت سوال شعر آخر انرژی مثبت گرفتم,یه همچین مرضیه ی پر انرژی داریم دلتان بسوزد[شوخی] داییم همیشه بهم میگه" وقتی کسی ازت انتقاد تند میکنه و حرفاش بوی توهین میده شک نکن اون آدم کوچیکتر از اونیه که بخواد در موردت اظهارنظر کنه چون آدم بزرگ و با شعور طوری انتقاد میکنه که طرف مقابل ناراحت و سرخورده نشه یادت باشه که آدم کوچیک ارزش گرفتن حتی یک ثانیه از فکر تورو نداره!" لحظه هایت سرشار از آرامش دوست من...:*

مونالیزا.ا

به خودت و داشته هات احترام بذار،همین تاوقتی این کارونکردی توقعی ازدیگران نداشته باش راهی که در پیش گرفتی جز انزوای بیشتر برات هیچی نداره برو سر جای خودت وایستا بقیه خودشون میفهمن که هیچی نیستن تازه به این نتیجه رسیدی که به بعضیا سلام نکنی چون ارزششون انقدر نیست؟!!عجب تصمیم قدرتمندانه ای واقعا ببخشید ولی بدتر ازینا حقته چون خودت خودت و بی ارزش کردی .خودت و بکشی هم ازینجا که الان ایستادی نمیتونی به بقیه حالی کنی ارزشت چقدره .با این وضع پیشنهاد میکنم به توسری خوردنت عادت کنی، چاره ای نیست "این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند” جملش درسته ولی برداشتی که تو ازش کردی اشتباست اگه واقعا اینه که تو فهمیدی پس باشه تحویلشون نگیر،منزوی شو،ایشالا که میفهمن ارزشت چقدره "نیازی نیست نظری را که دیگران یا جامعه به طور کلی مایلند نسبت به اعمالتان داشته باشند بپذیرید! اگر این کار را بکنید، کلافگی را برای خود برخواهید گزید." اینکه تحویلشون نگیری چیزیه که ازت انتظار دارن و دلشون میخواد اگه راست میگی کاری کن که ازت انتظار ندارن ، دوست خوبم من دوستت دارم، خودتم میدونی.[گل]

مامان ژورنالیست

خوب من فکر میکنم همه ما ایرانی ها یه ویژگی مشترک داریم و اون اینه که همیشه جایی برای نقش آفرینی دیگران توی زندگیمون باز کردیم. در واقع با برنامه ریزی قبلی منتظر اینیم که دیگرانو توی زندگیمون دخیل کنیم. مثلا دو سوم فضای هر خونه مختص لحاف تشک مهمون و ظرف و ظروف مهمون و مبل و صندلی برای مهموناست در روابطمون هم همینیم. دیگران برامون خیلی مهم هستن و جاشون رو از قبل تدارک دیدیم . منظورم اینه که به حرفها و قضاوتهای دیگران خیلی اهمیت میدیم و برامون مهم هستن و درصد بزرگی از زندگیمون رو مختص به برداشتهای دیگران کردیم در صورتی که به صورت آرمانگرایانه نباید اینجوری باشه. ماها باید این قدر از کرده خودمون مطمئن باشیم که قضاوتهای دیگران حال و مودمون رو نتونه عوض بکنه. درست میشه غصه نخور[چشمک] خوابم میاد خودمم سر در نیاوردم چی گفتم[ابله] امیدوارم منظورمو رسونده باشم[شرمنده]

سیاه سفید

سلام مرضیه جان شعرایی که نوشتی و دوست داشتم بخصوص اولی[آیکن خجالت!] یه جا خوندم که نوشته بود: نظر دیگران نظر دیگران است و دیگران هم به همان اندازه که ما دچار اشتباه میشیم دچار اشتباهند و در اظهار نظر دچار اشتباه میشوند. به نظر من اگه دیگران به ما چیزی میگن که ناراحتمون میکنه باید بهشون گوشزد کنیم کتاب 40 فکر سمی چند تا از افکار ما رو سمی و نادرست میدونه از جمله: مهربانی بر نامهربانی پیروز خواهد شد جواب ابلهان خاموشی است فروتن باش و به خودت نبال همه باید آدم را دوست داشته باشند بی احترامی عذاب آور است و... این ها که نوشتم برات از همون کتابه و در واقع افکار غلطی هستن.تو موفق و پیروزی و همین کافیه برای اینکه خیلی ها از تو عصبانی باشن.هر نقدی رو نپذیر مگه اینکه بدونی گوینده ی اون انتقاد یک دوست واقعی و بی غرضه.و از هر حرف مغرضانه ای عصبانی نشو چون اگه هدفشون ناراحت کردن تو بوده ، با این واکنش اونها رو موفق کردی.آدمای بدخواه بی منطق از واکنش منفی ما انرژی میگیرن.شاد باشی

سمن

مرضیه جانم .. عزیز من تو خود آفتابی و از آن بهتر .. تو خود نوری و از آن روشن تر .. تو خود گلشنی و از آن خوشبو تر .. فکر می کنم با دیدنت آفتابگردان ها هستند که از دالان روشنایی سر بر می گردانند تا لحظه ی ورودت را عظیم لحظه ای بینند برای باز شدن .. غزل بخوان به ترنّم، ترنّمت زیباست کمی بخند صدای تبسّمت زیباست چو موج سرکشِ بی تاب سر به صخره بکوب به هم بریز چو دریا ، تلاطمت زیباست مرا که رانده ی پردیسِ چشم هایِ تو ام مرور لذّت ممنوع گندمت زیباست به چشمِ خسته ی احساسِ زخمی ام بانو ! طلوع صبح وشکوهِ نِماشُمت* زیباست

سعید

نوشته زییایی بود دختر. باز هم مرضیه و تصمیمات جدیدش. امیدوارکننده نوشته بودی، البته یه کم شعرها بالای 18 بود [چشمک] ولی انصافاً شعرهای خوبی انتخاب میکنی. راستی مرضیه از وحید خبری نداری؟ خیلی وقته خبری ازش نیست

طنین آوا

به به میبینم که اعتماد به نفست تقویت شده[تایید] این خوبه ادامه بده منم همین کار رو میکنم

دعادست

حرمت حریم چیزیست که میبایست اول خودمان رعایت آنرا کنیم تا دیگران نیز برای آن حرمت قائل شوند... وقتی خودمان در شکستن آن پیشقدم شویم دیگران هم میتازند.. این پستتون یکی دو وجب از بقیه پستهاتون کوتاهتره، ولی انگار غنی سازی شده و حسابی تو پره...[دست]