باز هم همان حکایت همیشگی.....
من به درماندگی صخره و سنگ،من به آوارگی ابر و نسیم،من به سرگشتگی آهوی دشت،من به تنهایی خود می مانم... 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بعد از تو در شبان تیره و تار من

دیگر چگونه ماه آوازهای طرح جاری نورش را تکرار می کند؟
بعد از تو من چگونه
این آتش نهفته به جان را خاموش میکنم؟
این سینه سوز درد نهان را
بعد از تو من چگونه فراموش میکنم؟
من به امید مهر تو پیوسته زیستم
بعد از تو این مباد که بعد از تو نیستم
بعد از تو آفتاب سیاه است
دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست
بعد از تو در آسمان زندگیم مهر و ماه نیست
بعد از من آسمان آبی است
آبی مثل همیشه...

[ ۱۳٩٢/٢/۱۳ ] [ ۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ Daisy ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من به درماندگی صخره و سنگ، من به آوارگی ابر و نسیم، من به سرگشتگی آهوی دشت، من به تنهایی خود می مانم...
امکانات وب