باز هم همان حکایت همیشگی.....
من به درماندگی صخره و سنگ،من به آوارگی ابر و نسیم،من به سرگشتگی آهوی دشت،من به تنهایی خود می مانم... 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

دولت فخیمه چندی است مرحمت نموده و پس از کلی هیاهو و جار و جنجال تبلیغاتی سبد کالای باارزشی را میان هموطنان فقرزده و بیزبان بصورتی کاملا عادلانه نقسیم نموده است که واقعاً جای تشکر و قدردانی فراوان دارد، به خصوص که با دست زدن به چنین شاهکاری سیاست اعتدال و تدبیر خود را به تمام و کمال به نمایش گذاشته است تا آنجا که همسایه ما که دارای یک سر عائله و 16 واحد آپارتمان در جای جای تهران است، از این سبد کالای 80 هزار تومانی برخوردار شده است و آن یکی همسایه مان که در یک خانه 40 متری همراه 4 سر عائله  و حقوق 800 هزار تومانی روزگار خوشی را سپری می کند، مشمول دریافت این تحفه دولتی نشده است.

خوب شد نمردیم و معنی تدبیر و اعتدال این دولت را هم فهمیدیم. خدایی نمیدانید چه ذوقی کردیم وقتی دیدیم مردم عزیزمان با دلی شاد و لبی خندان هلک و هلک راه افتاده بودند و در صف‌های چند صد متری در سرمای منفی هشت درجه ایستاده بودند و خود را به زور می‌چپاندند داخل فروشگاه‌ها و از سر و کول هم بالا میرفتند تا زودتر خود را به محبوب خود که همان برنجک خارجی و مرغک منجمدی و روغنکی و قالب پنیرکی و تخم مرغکی بود برسانند. اصلا نمیدانید چقدر خندیدیم و ذوق کردیم وقتی با اصرار مادرجانمان و با ذوق و شوق فراوان به آن سامانه کذایی پیامک زدیم و فهمیدیم این سبد با ارزش به ما تعلق نمیگیرد. آخر میدانید، یادمان آمد چقدر مرفه بی دردیم و در دلمان قند آب شد به خصوص که فهمیدیم عموجانمان که همیشه فکر میکردیم ده برابر باباجانمان پول دارد، سبد کالا میگیرد و ما نمیگیریم. حالا میفهمیم چقدر اشتباه میکردیم، اصلاً یک عمر اشتباه کرده بودیم و نمیدانستیم. عمو جان حلالمان کن. یادمان باشد به بابایمان بگوییم گاه گاهی به داداشش کمکی چیزی بکند که کمتر از 500 هزار تومن حقوق می گرفته و ما تا این لحظه خبر نداشتیم.

راستی میدانید بیشتر از همه از چی خندمان گرفت؟ وقتی در اینترنت خواندیم یک روستایی بیچاره وقتی فهمیده سبد کالای با ارزش دولت به او تعلق نمیگیرد، سکته کرده و زمینگیر شده! یا مثلاً وقتی فهمیدیم در یکی از همین صفهای طویل بین دو دخترک زیباروی موطلایی برای زودتر گرفتن سبدجان، گیس و گیس کشی راه افتاده و دندانی شکسته و کله ای خون آمده و ناخن لاک زده ای پریده.

خلاصه اینکه این روزها همش در حال کرکر خنده هستیم. خدا پدر این دولت تدبیر و امید را بیامرزد که هم معنی تدبیر را به ما نشان داد و هم معنی امید را. راستی میدانید امید به زندگی در ایران بعد از توزیع این سبدها به طرز چشمگیری بالا رفته و به 100 سالگی رسیده؟ باور کنید آمار موثقی است چون شنیدیم یکی از اقوام پدرجانمان در آستانه صدسالگی رو به موت و در حال ملاقات ملک الموت بوده که همینکه به این سامانه پیامک زده و دیده این سبد کالا به او تعلق می گیرد، جان دوباره گرفته و پشتک وارویی زده و عوضش وراث خود را که در انتظار نفسهای آخر این پیرمرد تازه جوان شده، به او خیره شده بودند، به کام مرگ کشانده. آخرین اخبار حاکی از آن است که پیرمرد مذکور با شنیدن این خبر شادی بخش، به ناگاه طی الارض کرده و خود را به نزدیکترین فروشگاه توزیع سبد کالا رسانده و هم اکنون نیز در حال سرخ کردن سیب زمینی با روغن سرخ کردنی این سبد می باشد. نوش جانت پدر جان.

راستی یک چیز دیگر، به گوشمان رسید که در جاده زابل به زاهدان یک مینی بوس به همراه 32 مسافرش واژگون شد. عامل این تصادف مرگبار طبق معمول راننده دست از دنیا کوتاه مانده (صفت اختراعی اینجانب) بوده که پس از بازبینی تلفن همراهش مشاهده شده که درست چند ثانیه قبل از تصادف پیامکی به وی رسیده که خبر از تعلق سبد کالا به او میداده و راننده بیچاره هم از شدت ذوقمرگ شدن برای پولدار شدنش فرمان را ول کرده و با همه مسافرانش به قعر دره سقوط میکند. خدایشان بیامرزاد.


البته یک خدا بیامرزی هم باید نثار پدر آن نابغه دولت قبلی هم بفرستیم که ماهی چهل و پنج تومان می‌ریخت به حسابمان و با آن دلی از عزا درمیاوردیم. یادش بخیر، چه لحظاتی بود که در انتظار گرفتن این پول ساعتها  در صف بانک می‌ایستادیم، و بعدش می رفتیم برای خودمان مبل و پرده و ماشین لباسشویی و تلویزیون ال سی دی می‌خریدیم و سالی دوبار هم با پولش دسته جمعی میرفتیم زیارت و سیاحت. مثل پارسال بهار! روزگاری داشتیم هی...

 و این هم متن پیامکی که همین چند ثانیه پیش به دستمان رسید!

امیدوارم شانه تخم مرغتان در راه بشکند

در برنجتان فضله موش ببینید

قوطی روغنتان سوراخ و حبه پنیرتان تاریخ گذشته باشد

«انجمن دلشکستگان فاقد سبد کالا»

,عکس طنز و کاریکاتور ,عکس سبد کالا ,کاریکاتور سبد کالا ,کاریکاتور مفهومی سبد کالا

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ Daisy ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من به درماندگی صخره و سنگ، من به آوارگی ابر و نسیم، من به سرگشتگی آهوی دشت، من به تنهایی خود می مانم...
امکانات وب