باز هم همان حکایت همیشگی.....
من به درماندگی صخره و سنگ،من به آوارگی ابر و نسیم،من به سرگشتگی آهوی دشت،من به تنهایی خود می مانم... 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

به نظرم رسید بعضی از دوستانم در پست قبل منظور من رو به درستی متوجه نشدند. شاید هم عنوان مطلبم به نوعی این سوء تعبیر رو ایجاد کرده باشه و همینطور افکار پراکنده و غیرمنسجم خودم روی اون موضوع که شاید درک پیام من رو با سختی مواجه کرده باشه. الان هم نمیدونم توضیح مجدد چقدر میتونه کمک به شفافسازی بکنه.

من با حفظ سرمایه فیزیکی یک دختر قبل از ازدواج که در جامعه و دین ما یک هنجار و "باید" به حساب میاد به هیچ عنوان مخالف نیستم و اساساً این موضوع برای خودم هم سوال نیست و اون رو یک ارزش میشمارم، فقط تعصب و یک جانبه نگری روی این موضوع، بدون درنظر گرفتن سن دختران امروز و تجرد ناخواسته اونها و شرایط اجتماع و ...  رو نفی میکنم. 

منظور واقعی منو میشه کم و بیش از روی جوابهایی که به کامنت تک تک دوستانم دادم متوجه شد. مخاطب گفته های من در مطلب قبلی دخترانی بودند که علیرغم افزایش سن  در جامعه امروز ما به دلایل مختلف با پدیده تجرد اجباری روبرو هستند و امکان ازدواج براشون فراهم نیست. در عین حال این دست دختران مثل همون دختری که در پست قبلی داستانش رو گفتم، به اصول اخلاقی و حتی اسلامی هم معتقد هستند و حاضر نیستند به هر کاری برای ارضای تمناهای درونی تن بدند، اما شدت این غرایز طبیعی در اونها به قدری بالاست که در صورت برآورده نشدن، اسباب افسردگی، استرس، پرخاشگری، سرخوردگی، عقده و حتی خودکشی اونها رو فراهم میکنه.

نکته دیگه اینکه منظور من اصلا دخترانی در سنین پایین و قبل از 30 سالگی نیست، بیشتر منظور من دخترانی در سنین بالای 30 سال هست که امکان ازدواج ندارند و به دلیل فشارهای اجتماعی و حتی در چارچوب شرع هم نمیتونند بدون اذن والدشون به این نیاز اساسی (که در دختران از 28 تا 35 سالگی به اوج خودش میرسه)بپردازند و این مشکلات زیادی رو از حیث روحی و حتی جسمی و سلامت برای اونها به وجود میاره. بعد از سن 35 هم که به نوعی به تجرد دائم رسیدند و درنهایت میل و غریزه جنسی اونها رو به افول گذاشته، به دلیل سرکوب اجباری این غریزه در زمانیکه باید از راه درست بهش پرداخته میشد (و البته اعتماد به نفس پایین به دلیل انتخاب نشدن که فکر میکنند از بی کفایتی خودشون بوده و نه شرایط اجتماع و ...) تبدیل به زنانی افسرده حال، بی انگیزه و ناسالم میشند که ممکنه از دیدن هم سن و سالهای شاد خودشون رنج ببرند. تعداد این دست دختران در جامعه امروز ما که ازدواج برای دختران به معضلی تبدیل شده کم نیست.

این وقتی پیچیده تر میشه که بدونیم پسران مجرد ما به راحتی این رابطه رو تجربه میکنند و برخلاف دختران هیچ نشانه ای هم برای تشخیص تجربه کردن یا نکردنشون وجود نداره. اونها میتونند بعد از تنوع طلبیهای فراوونشون در نهایت دختر دست نخورده ای رو به همسری بگیرند، اونهم دختری به مراتب کوچیکتر از خودشون رو و اونوقته که بسیاری از دختران ما با افزایش سن هر روزشون، با تجرد اجباری مواجه میشند که به تدریج تبدیل به تجرد دائمی میشه و سلامت جامعه رو به خطر میندازه.

من با تقوای قبل ازدواج موافقم و اون رو ضامن سلامت اجتماع میدونم، فقط نمیفهمم چرا باید این تقوا و حفظ حریمها برای دختران معنا داشته باشه و نه برای پسران، در حالیکه هر دو غرایز مشابهی دارند (و حتی شدت این غرایز در دختران بیشتر هم میتونه باشه که جای بحثش اینجا نیست). در اینجا نظرات آقای مونالیزا و حسین آقا در پست قبل خیلی کمک کننده بود. محتوای کلی این پیامها ناظر بر این بود که دین ما گناهی نداره و بلکه تفسیری که به اصطلاح علما از دین ارائه دادند هست که باعث تابوشکنی این موضوع در پسران و مردان ما و تابو بودن شدیدش در دختران ما شده و حتی استثناها هم نادیده گرفته شدند، وگرنه هر دو جنس به تقوا و پارسایی و رعایت حریمها قبل ازدواج و ارضای نیازها از راه مشروع نوصیه شدند که درست هم هست.

سوال دیگم این بود که چرا اساساً داشتن ابزار دست نخوردگی  به عنوان نماد پاکی و پاکدامنی در نظر گرفته شده در صورتیکه چه بسیار کسانی که از همین موضوع سوء استفاده کردند و بعد بی قید و بندیهای فراوانشون با یک عمل ساده... بماند... دوست خوبم بانو در نظرات پست قبل به خوبی این موضوع رو تحت عنوان "بکارت روح" که با "بکارت جسم" فرق داره، مطرح کرد و من هم در اونجا به جمله ای از دکتر شریعتی اشاره کردم که احتمالاَ خیلیها اونو شنیدند.

من فقط و فقط دنبال پیداکردن جواب به سوالاتم بودم و حاضر شدم برای یافتن یک جواب منطقی به سوالاتم مطلبی رو بنویسم که میتونست من رو در معرض یکسری قضاوتهای ناصواب قرار بده... همین موضوع باعث شده بود که بخوام پست رو خصوصی کنم که با مخالفت دوستان خوبم مواجه شدم.

نظرات دوستانم در مطلب قبل که هر کدوم از زاویه ای به این موضوع پرداخته بودند، تا حد زیادی تونست جواب پاره ای از سوالاتمو بده و کمی ذهنم رو روی این مقوله پیچیده هدایت کنه، اما هنوز هم نمیتونم جواب واحدی برای پرسشهای فراوونم پیدا کنم.... هنوز نمیتونم بفهمم چی باعث شده اون دختر 28 ساله پست قبل از یک خونواده سنتی و مذهبی برخاسته و خودش هم به نماز و روزه و سایر فرامین دینی معتقده، چنان در فشار و مضیقه قرار بگیره که از شدت نیازهای شهوانی و طبیعی بخواد چنین تصمیمی رو بگیره تا شاید به آرامش برسه، غافل از اینکه چه طوفانها در پس این آرامش ظاهری نخفته. 

و در نهایت تمام حرف من این بود که باید کارشناسان و اهل فن در رشته های مختلف (پزشکی، دینی، حقوقی، روانشناسی، جامعه شناسی و ...) گرد هم بیان و یک راهکاری برای حل این معضل اجتماعی که به خصوص با تجرد اجباری دختران ما در سنین بالا میتونه تبعات بدی برای سلامت جامعه به همراه داشته باشه، ارائه بدند.

به احترام نظرات دوستان خوبم از جمله ندا و نسیم عزیز که ضمن نظرات ارزشمندشون، خواستار خصوصی نشدن پست قبل بودند، پست قبل رو خصوصی نکردم. از شما دوستان خوبم که حوصله کردید و انقدر کامل و جامع برای من نظر گذاشتید، بی نهایت سپاسگزارم و کماکان از هر نقطه نظری پیرامون این موضوع که بتونه جوابی به ذهن پر از سوال من بده، استقبال میکنم.

پیشاپیش میلاد باسعادت پیامبر نور و رحمت، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله و سلم،  و فرخنده میلاد ششمین اختر تابناک امام و ولایت، امام جعفر صادق (ع)، رو به تمامی دوستان عزیزم تبریک و تهنیت میگم. ایام به کام.

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ ] [ ٤:٢٥ ‎ب.ظ ] [ Daisy ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من به درماندگی صخره و سنگ، من به آوارگی ابر و نسیم، من به سرگشتگی آهوی دشت، من به تنهایی خود می مانم...
امکانات وب